
وقتی به تو مي انديشم دلم برای خودم تنگ ميشود.
در آن تنهايی که ياد و خاطره تو بندی می شود بر تارو پود ذهنم.
چه خوش است انديشيدن به تو و نوشتن از تمام آن لحظات غمبار بی تو بودن.
دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی
آدم دلتنگ که می شود چه فکرهاکه نميکند..
چه انديشه ها که در خيال خود ندارد.
وچه روياها که گاه خنده را طرحی ميکند برلبان وگاه غم را بغضی ميکند شکسته در گلو تا در پی بهانه اين اشکی شود جاری بر گونه ها.
چه دلگیرند اين لحظات.
نمی دانم كه غنيمت شمارمش يا بر تمام اين انديشه های از هم گسيخته و لغزيده در ذهن انديشه های ديگری يابم كه چه بايد بكنم.
راستی من چه كاری بايد بكنم..
نمی دانم،نمی دانم، نمی دانم
ای كاش تو بدانی.
نمی توانم بنوسم هر چند كه بايد از خيلی چيزها بنويسم و شايد تو بعدها برايم خيلی چيزها بگويی.
هر چه كه هست بيا شريك شبنم ساده زندگی باشيم
به خود دروغ نگوييم وبه هم..
بگذاريم كه انديشه های سبز پيچكی شود بر ذهن.
وبگذاريم كه خيال فاصله های جدايی افتاده را طی كند
و حس كنيم آنچه را كه دوست داريم..
زمان آن نيست كه هر چه دلم می خواهد بگويم
اگر باران ببارد
چتری خواهم شد برای تو..

خـدايــــا
اشکهايم را مي بيني که بر گونه هاي خيسم مي غلتـند ؟
زبانم را مي بيني که در دهان لرزان التماست ميکند ؟
خدايا تن خسته ام ديگر توان حرکت ندارد مانند آن کوه بلند..
خدايا در نگاهم چه مي بيني ، آرزويي مهال؟
آنکه هيچوقت به آن نميرسم ، مانند خورشيد و ماه..
اما خدا .. فقط تويي که ميتواني روزي کوه را به حرکت در آوري
و خورشيد و ماه را يکي کني..
وقتي با ياد تو کوزه بغز گلويم شکست.. اشک روان شد از نگاهم..
آن نگاهی که به آسمان ، در جستوجوی توست..
تو را نمی بیند.. امــا میـداند که خـدایی هست
خدايا دلم کوچک است و با کوچکتر بهانه اي مي گريد
نگاهم کن..نگاهم کن.
این متن مناجات از خودمه و قبلا هم (به عنوان اولین پستم) تو وبلاگم گذاشته بودم
امیدوارم تونسته باشم اون حال و هوایی که خودم داشتم رو به شما هم انتقال بدم.
از شبنم عشق ..
خاک آدم گٍل شد..
شوری برخواست..
فتنه ای حاصل شد
سر رِشتر عشق..
بر رگ روح زدند
یک قطره از آن چکید و نامش دل شد
خداوند اول زمین را آفرید..
دوم خورشیـد را
سوم دریـا را
چهارم صـدا را
پنجم رنـگها را
ششم حیـوان را..
و هفتم انـسان را آفرید..
و خداوند می اندیشید
دیگر چه چیز را نیافریده..
پس تو را برای من آفرید

با اهدای سلام.. و تبریک به مناسبت میلاد با سعادت آقا امام رضا (ع)

تو دل یه مزرعه.. یه کلاغ رو سیاه
هوایی شده بره .. پابوس امام رضا
اما هی فکر میکنه.. اون جا جای کفتراست آخه من کجا برم یه.. کلاغ که رو سیاست
من که تویه سیا هیا .. از همه رو سیاه ترم
میون اون کبوترا .. با چه رویی بپرم
تو همین فکر بودش .. کلاغ عاشق
یه دلش می گفت برو .. یه دلش می گفت بمون
که یه هو صدایی گفت.. تو نترسو راهی شو به سیاهی فکر نکن .. تو یه زائری برو

برو با یارت عزیزم ..
رها کن این دل منو
الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم
اما..
یه قول بهم بده ..
یارتو تنها نذاری
که مثل من اسیر بشه ..
آواره از خونه بشه
من هم یه قول بهت میدم..
یه روز..
یه روز فراموشت کنم
تو نیومده گذشتی .. از کنار قلب خسته ام
دل به باورم ندادی ..
من به سادگی شکستم
بغز لحظه ها ترک خورد ..
شونه هام به گریه افتاد
تو به دنبال چه هستی؟
که منو میبری از یاد ..
تو به دنبال چه هستی؟
که ترانه از تو پژمرد
وقتی که سکوت کردی ..
به غرور واژه برخورد
تو یه ابری .. من کویرم ..
می دونم که نمی باری
من به باورم شکستم ..
تو که تقسیری نداری
------------------------------------------------------------------------------------------------
غم میون دو تا چشمون سیاهت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه
سیاهی های دو چشمات مثل غمهای منه
چی بخونم جوونیم رفته .. صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده

-----------------------------------------------------------------------------


